من با تنهایی وجودم، مانوس شده ام
کجا گم کرده ام، نشان مهر را؟!
من با دار مکافات، دیری ست، هم خانه شده ام
احوال مرا از طبیب دل، مگیرید دیگر
من روزها و شبهاست، که از پا افتاده شده ام
گوشه زندگی من، کنج ندارد دیگر
من از دیده ی دنیا، به اشاره ای پرت شده ام
سخن از ماندن، اما رفتن عادی ست
من از تولد با این راه، آشنا شده ام
شوق فردا ژنده پوشم کرده
من از شرم خورشید، با شب تنها شده ام
26/7/95
برچسب: گذر از خود,از خود گذر کنیم,
نویسنده: نوید نوری