خرید بک لینک

زخم ها بر دلم با کلامت ترمیم شد
غصه ها بر شبم با نگاهت تحریم شد

یادم آید آن خیرگی چشمهایت در خفا
تابلویی به رسم یادگار بر ذهنم ترسیم شد

بوسه ها زدی بر پیشانی ام تو بسیار
آنقدر که روح و جسمم بر خدا تسلیم شد

چرتکه ای زد بار دگر خدا بر جان من
بال گشودم بار دگر، آسمانم تقدیم شد

آمدی و آمدنت بی نیاز از بال بود
چرخ گردون بچرخید و سهم من تقسیم شد

چند بهاری ست عطر نفسهایت سایه انداخته بر سرم
میگذرد عمر و خوش ببین با تو، روزگار سیاهم، یتیم شد

16/6/95

برچسب: نویسنده: نوید نوری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:06

صفحه بندی