
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «ای کاش» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کاش ای ساقی می نابم میدادیاز کنج میخانه طربم میدادیزین پس مهمان توام ، هر شب و روزکاش سبو را، پر ز لبخند میدادیقوی سپید ی به فروردینم ، لانه کردکاش به صحرای دلم ، برکه ای میدادیمستی بهانه ای بیش نیست ، در دنیای منکاش طبیب دل را ...
ادامه مطلب
من لیلای بی سرزمینممجنون بی انتهای قلبم باشببار بر عریانی دردهایمبهار سرسبز زندگاتی ام باشمن در کوج آرزوهاسقوط را تجربه کردمطبیب پرواز شکستهنفس مسیحایم باش بشکن غرور فاصله راتب کن لحظه دیدار رابیا،بیا،در شمارش آمدنتفریاد شوق خانه ام باش... 28/8/95...
ادامه مطلب
بلبل مستم ..... در طرب یار در حیران سرگشته و گیجم ........... چو اسیری در میدان یافته ام گنجی .... مثال کیمیا ............. در زمین خدا شده ام زخمی به دستانش ..... بیفتم ............ بهر هر درمان منم آن بلبلی که خدا آزاد کرد امیدم به اوست ...... چه نهان ......... چه در عیان...
ادامه مطلب
ترسم از روزی که بی یارم کنندآسمانم بگیرند و بی ماهم کنندترسم بگویند او رفت دگر نیستچشمان نابینایم را بی نور کنندترسم از صبحی که بخیرى نداردبر پیشانی سیاهم زغالی هدیه کنندترسم آشیانه ام جای پرواز نباشدبا تیری آرزوهایم را شکار کنند ترسم از ترس های نامحدود و تاریکریشه بر جان پیر و فرسوده ام کنند 27/6/95...
ادامه مطلب
سقا آبت کوعطش بیداد میکند سراببر خواهش دلهانفش بر آب می کندچشمه ها لبریز شدند از بیخیالی بارانچتر بر دستگدایی میکندسقا آبت کوعطش بیداد میکند 17/5/95...
ادامه مطلب
چقدر زیبا عشق ورزیدی که هنوز خاطراتت شعله ها را به آتش میکشدپروانه ها عشقت را بر بال خود به شهر آرزو بردند چطور ساز کردی نغمه خوش خوان مرغ سحر را؟! باران عطر شب بو را در مشت خود بر چتر خیال پاشید دفتر عشق پر شده از نیاز تو امشب در قاب زندگی نقش بوسه هایت داغ کرده پوست تنهایی ها را جای خالی نفس هایت میشکند بغض تپش راموج موح بغض هایم طوفانی کرده سجده هایم رابر پیکر فرسوده ام لبخندی بزنحاجت روایم کن در این کابوس تنهایی .... 22/5/95...
ادامه مطلب
سر زدن به این پنجره عادت شده برایم، وقتی بسته است دلگیرم و چشم انتظار، وای از وقتی که نسیمی بیاید و صدای خدارا بپیچاند در انتظارم سایش گذر زندگی زخم هایی رو قلبم گذاشته که هیچوقت خوب نمیشه اما بوسه هایی از جنس نفس فرشته مانندت، میرویاند صبر را امیدی به فسخ قرارداد این فاصله نیستتنها به این پنجره دلبسته ام که گاهی سراغی از محبت میدهد و میدانم که هستی آخرین زمان بودنت را میشمارم تا به صدای کوبه قاصدکی بیدار شوم ...که آمدی 13/6/95...
ادامه مطلب